ارسال های قرار گرفته در دسته‌بندی نشده

دسامبر 16, 2009

سلام دوستان عزيز و گرامي مطمئين باشين كه در اين روزها با نظراتتون منو خوشحال مي كنيد و هر چند كه هيچ كدمتان را تا به حال نديده ام اما همين كه بعضي ها نگران آدم مي شوند براي آدم دلخوشي دارد. گاهي چقدر مي تواند احساسات متفاوت باشد. همين ديروز بوود كه براي عيد [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

دسامبر 6, 2009

عيد مبارك!

هر كاري كردم تا عكس بگذارم نشد جناب مدير كه هي مي نويسي خبر عاجل خبر خوش به اين هم برس… حالا من يه چيز كشف كرده بودم هااا خوب به هر حال تبريكات خشك و خالي ما را پذيرا باشيد.

» باقی این نوشته را بخوانید ...

دسامبر 1, 2009

ارزش دوست خوب ! يكي از روزهاي سال اول دبيرستان بود. من از مدرسه به خانه بر مي گشتم كه يكي از بچه هاي كلاس را ديدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ي كتابهايش را با خود به خانه مي برد. با خودم گفتم: ‘كي اين همه كتاب رو آخر هفته به خانه مي بره. [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

نوامبر 27, 2009

حالا كه انقدر ذوق كردم به جاي تبريك خشك و خالي اينو گذاشتم

» باقی این نوشته را بخوانید ...

مثل اينكه اين عيد خيلي مبارك بوده آخه امشب كشف كردم كه چه طوري ميشه از افغان بلاگ عكس گذاشت آخرشم كسي ياريم نكرد و خودم كشف كردم.

» باقی این نوشته را بخوانید ...

» باقی این نوشته را بخوانید ...

عييييييييييييييييييييييييييد

سلام دوستان گلم! چطورين؟ عيدتون مبارك د……… حتما بقيه اش رو حفظين. انشاء الله سال ديگه اين موقع تو لباس احرام باشيم. اميد وارم عيد خوبي داشته باشين مخصوصا كساني كه در افغانستان عزيز هستن و سه روز تعطيل اند….

» باقی این نوشته را بخوانید ...

نوامبر 25, 2009

وضعيت اسف باري است

خدايا خوابم تعبير نشود اما من ديدم كودكان سرزمينم را آنگاه كه با توپ بازي مي كردند همچون كودكان تمام زمين و زمان و دختربچه را كه كنار كليكين چوبيشان گيسوانش را شانه مي كرد شبيه دختركان آسمان اما ناگاه كودكي فرياد زد توپ توپ نگاه كنيد توپ سر شده است سر بريده يك انسان [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

نوامبر 21, 2009

امشب هيچ احساس خاصي ندارم امشب هم خيلي خوشحالم هم خيلي ناراحت البته مسلما اين فقط يك خيال هست چون همچين چيزي ممكن نيست چون من در كل آدم ناراحتيم! حتما مي پرسي اون علامت تعجب ديگه اون بالا چي بود اونو براي اون دسته از دوستام گذاشتم كه هميشه ميگن من ناراحت نيستم اما [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

نوامبر 11, 2009

گفت و گو با خدا

گفتم:چقدر احساس تنهایی می کنم! گفتی:وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ(بقره ۱۸۶) من که نزدیک هستم گفتم:تو همیشه نزدیک هستی٬من دور هستم!ای کاش به تو نزدیک شوم گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ (اعراف ۲۰۶) هر صبح و شام پروردگارت را پیش خودت٬با خوف [...]

» باقی این نوشته را بخوانید ...